وبلاگ جامع روانشناسی صنعتی و سازمانی
وبلاگ شخصی حسام بذرافکن

.

ترجمه ی مقاله از طرف کلینیک روانیار

خود-کارآیی(خود-کارآمدی)

(Self-Efficacy)

 

 

مفهوم «خود-کارآیی» در مرکز نظریه  شناخت اجتماعی آلبرت بَندورا، روان‌شناس معروف، قرار دارد. نظریه  بندورا بر نقش یادگیری مشاهده‌ای، تجربیات اجتماعی و جبرگرایی تقابلی در رشد شخصیت تأکید دارد.

براساس نظر بندورا، نگرش‌ها، توانائی‌ها و مهارت‌های شناختی هر فرد، تشکیل دهنده  چیزی است که «سیستمِ خود» (self-system ) نامیده می‌شود. این سیستم در چگونگی درک ما از شرایط مختلف و چگونگی رفتار ما در واکنش به آن‌ها، نقش عمده‌ای ایفا می‌کند. خود-کارآیی، بخش مهمی از این «سیستمِ خود» است.

خود-کارآیی چیست؟
به گفته  آلبرت بندورا، خود-کارآیی عبارت است از: «اعتقاد یک نفر به قابلیت‌های خود در سازماندهی و انجام یک رشته فعالیت‌های مورد نیاز برای مدیریت شرایط و وضعیت‌های مختلف» (1995). به عبارت دیگر، خود-کارآیی، اعتقاد یک فرد به توانایی خود جهت موفق شدن در یک وضعیت خاص است. به عقیده  بندورا این اعتقاد، عامل تعیین کننده  چگونگی تفکر، رفتار و احساس افراد است (1994).

از سال 1977 که بندورا مقاله  «خود-کارآیی: به سوی یک نظریه  یکنواخت برای تغییر رفتار» را منتشر نمود، این موضوع به صورت یکی از موضوعات روز روان‌شناسی درآمده و مطالعات بسیاری روی آن صورت گرفته است. چرا خود-کارآیی چنین موضوع مهمی در بین روان‌شناسان و آموزشگران شده است؟ همان گونه که بندورا و سایر پژوهشگران نشان داده‌اند، خود-کارآیی می‌تواند تقریباً بر روی همه چیز، از حالات روانی گرفته تا رفتارها و انگیزه‌ها تأثیر داشته باشد.

نقش خود-کارآیی
تقریباً همه  افراد می‌توانند تشخیص دهند که چه هدف‌هایی را می‌خواهند به انجام رسانند، چه چیزهایی را می‌خواهند تغییر دهند و به چیزهایی می‌خواهند دست یابند. با وجود این، اغلب افراد قبول دارند که به مرحله  عمل رساندن این برنامه‌ها کار ساده‌ای نیست. بندورا کشف کرد که خود-کارآیی هر فرد، نقش عمده‌ای در چگونگی رویکرد و نگرش او به هدف‌ها، وظایف و چالش‌ها دارد.
افرادی که دارای حس قوی خود-کارآیی باشند:

  • به مسائل چالش برانگیز به صورت مشکلاتی که باید برآن‌ها غلبه کرد می‌نگرند.
  • علاقه  عمیق‌تری به فعالیت‌هایی که در آن‌ها مشارکت دارند نشان می‌دهند.
  • تعهد بیشتری نسبت به علائق و فعالیت‌هایشان حس می‌کنند.
  • و به سرعت بر حس یأس و نومیدی چیره می‌شوند.

کسانی که حس خود-کارآیی ضعیفی داشته باشند:

  • از کارهای چالش برانگیز اجتناب می‌کنند.
  • عقیده دارند که شرایط و وظایف مشکل، خارج از حدّ توانائی و قابلیت آن‌هاست.
  • بر روی ناکامی‌های شخصی و نتایج منفی تمرکز می‌کنند.
  • و به سرعت اعتماد خود نسبت به قابلیت‌ها و توانائی‌های شخصی‌شان را از دست می‌دهند. (بندورا 1994).

منابع خود-کارآیی
خود-کارآیی چگونه به وجود می‌آید؟ شکل‌گیری این اعتقاد از اوایل دوران کودکی و زمانی که کودک با تجربیات، وظایف و شرایط مختلف برخورد می‌کند، شروع می‌شود. امّا رشد خود-کارآیی در دوران جوانی خاتمه نمی‌یابد و تکامل آن در تمام طول زندگی، همچنان که افراد مهارت‌ها، تجربیات و درک جدیدی به دست می‌آورند ادامه می‌یابد. (بندورا، 1992)

به گفته  بندورا چهار منبع عمده برای خود-کارآیی وجود دارد:

  • تجربیات موفق
    «موثرترین راه برای رشد یک حس قوی کارآیی، از طریق تجربیات موفق است.» (بندورا 1994).
    انجام موفقیت‌آمیز یک کار، حس خود-کارآیی ما را تقویت می‌کند. از سوی دیگر، ناکامی در مواجهه با یک وظیفه یا چالش می‌تواند به تضعیف حس خود-کارآیی منجر گردد.
  • مدل‌سازی اجتماعی
    مشاهده  موفقیت دیگران در انجام یک کار، منبع مهم دیگری برای ایجاد حس خود-کارآیی است. به گفته  بندورا: «مشاهده  این که آدم‌های مشابه خودمان با تلاش پیگیر به دستاوردهای موفقی نائل می‌شوند این اعتقاد را در مشاهده‌گر تقویت می‌کند که او نیز دارای قابلیت‌هایی است که می‌تواند از عهده  فعالیت‌های مشابه به نحو موفقیت‌آمیزی برآید.» (1994)
  • ترغیب اجتماعی
    بندورا اظهار می‌دارد که افراد از طریق ترغیب و تشویق دیگران نیز می‌توانند متقاعد شوند که دارای مهارت‌ها و قابلیت‌های لازم برای موفقیت می‌باشند. زمانی را به یاد آورید که گفته‌های مثبت و برانگیزاننده  یک نفر به شما در دستیابی به هدفتان کمک کرده باشد. تشویق کلامی دیگران به فرد کمک می‌کند که شک و تردید نسبت به توانائی‌های خود را کنار بگذارد و تمرکز خود را بر تلاش جهت انجام کار مورد نظر معطوف نماید.
  • واکنش‌های روانی
    واکنش‌هایی هیجانی و روانی ما نسبت به شرایط و وضعیت‌های مختلف نیز نقش مهمی در خود-کارآیی ایفاء می کند. خلق و خو، حالت‌های هیجانی، واکنش‌های فیزیکی و سطح استرس، همگی می‌توانند بر چگونگی حس یک فرد نسبت به توانائی‌های شخصی خود در یک وضعیت خاص، تاثیر بگذارند. فردی که پیش از سخنرانی در جلوی جمع، به شدّت عصبی و ناآرام می‌شود، دارای حس ضعیف خود-کارآیی در این شرایط و وضعیت است. بندورا در این زمینه می‌گوید: «نه تنها شدّت واکنش‌های هیجانی و فیزیکی بلکه چگونگی درک و تفسیر آن نیز اهمیت دارد.» (1994). با یادگیریِ به حداقل رساندن میزان استرس به هنگام مواجهه با وظایف دشوار و چالش برانگیز، می‌توان حس خود-کارآیی را تقویت کرد.

 

 

According to Albert Bandura, self-efficacy is “the belief in one’s capabilities to organize and execute the courses of action required to manage prospective situations” (1995, p. 2). In other words, self-efficacy is a person’s belief in his or her ability to succeed in a particular situation. Bandura described these beliefs as determinants of how people think, behave, and feel (1994).

Since Bandura published his seminal 1977 paper, "Self-Efficacy: Toward a Unifying Theory of Behavioral Change," the subject has become one of the most studied topics in psychology. Why has self-efficacy become such an important topic among psychologists and educators? As Bandura and other researchers have demonstrated, self-efficacy can have an impact on everything from psychological states to behavior to motivation.

The Role of Self-Efficacy

Virtually all people can identify goals they want to accomplish, things they would like to change, and things they would like to achieve. However, most people also realize that putting these plans into action is not quite so simple. Bandura and others have found that an individual’s self-efficacy plays a major role in how goals, tasks, and challenges are approached.

People with a strong sense of self-efficacy:

  • View challenging problems as tasks to be mastered.
  • Develop deeper interest in the activities in which they participate.
  • Form a stronger sense of commitment to their interests and activities.
  • Recover quickly from setbacks and disappointments.

People with a weak sense of self-efficacy:

  • Avoid challenging tasks.
  • Believe that difficult tasks and situations are beyond their capabilities.
  • Focus on personal failings and negative outcomes.
  • Quickly lose confidence in personal abilities (Bandura, 1994).

Sources of Self-Efficacy

How does self-efficacy develop? These beliefs begin to form in early childhood as children deal with a wide variety of experiences, tasks, and situations. However, the growth of self-efficacy does not end during youth, but continues to evolve throughout life as people acquire new skills, experiences, and understanding (Bandura, 1992).

According to Bandura, there are four major sources of self-efficacy.

1. Mastery Experiences

“The most effective way of developing a strong sense of efficacy is through mastery experiences,” Bandura explained (1994). Performing a task successfully strengthens our sense of self-efficacy. However, failing to adequately deal with a task or challenge can undermine and weaken self-efficacy.

2. Social Modeling

Witnessing other people successfully completing a task is another important source of self-efficacy. According to Bandura, “Seeing people similar to oneself succeed by sustained effort raises observers' beliefs that they too possess the capabilities master comparable activities to succeed” (1994).

3. Social Persuasion

Bandura also asserted that people could be persuaded to belief that they have the skills and capabilities to succeed. Consider a time when someone said something positive and encouraging that helped you achieve a goal. Getting verbal encouragement from others helps people overcome self-doubt and instead focus on giving their best effort to the task at hand.

4. Psychological Responses

Our own responses and emotional reactions to situations also play an important role in self-efficacy. Moods, emotional states, physical reactions, and stress levels can all impact how a person feels about their personal abilities in a particular situation. A person who becomes extremely nervous before speaking in public may develop a weak sense of self-efficacy in these situations. However, Bandura also notes "it is not the sheer intensity of emotional and physical reactions that is important but rather how they are perceived and interpreted" (1994). By learning how to minimize stress and elevate mood when facing difficult or challenging tasks, people can improve their sense of self-efficacy.

References: Bandura, A. (1977). Self-efficacy: Toward a unifying theory of behavioral change. Psychological Review, 84, 191-215.

Bandura, A. (1992) Exercise of personal agency through the self-efficacy mechanisms. In R. Schwarzer (Ed.), Self-efficacy: Thought control of action. Washington, DC: Hemisphere.

Bandura, A. (1994). Self-efficacy. In V. S. Ramachaudran (Ed.), Encyclopedia of human behavior,4. New York: Academic Press, pp. 71-81.

Bandura, A. (1995). Self-Efficacy in Changing Societies. Cambridge University Press

 

[ جمعه 1389/02/03 ] [ 19:34 ] [ حسام بذرافکن ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

IO Psychology
امکانات وب
شما نظر بدید نظر بدید نظر شما نظر شما نظر